بچه مسلمون گوش کن
مدرسه راهنمایی خیلی با دبستان فرق دارد . تعداد معلم هایمان زیاد است . تعداد کتاب هایمان زیاد است . تعداد درس هایمان زیاد است . آقای ناظم همیشه سر صف برای ما حرف می زند . وقتی می خواهد حرف بزند می گوید بچه مسلمون گوش کن . تا قبل از این که آقای ناظم سر صف بگوید هر کس برود پشت بام اخراج می شود ، هیچ کس آنجا را نگاه نمی کرد . درباره پشت بام حرف نمی زد اما چند روز پیش آقای ناظم سر صف گفت : بچه مسلمون گوش کن . سعی نکن بروی پشت بام . در پشت بام قفل است . اگر ببینم کسی سعی دارد در پشت بام را باز کند تنبیه می شود . همه بالا را نگاه کردند . ساختمان مدرسه ما سه طبقه است . من از معلم ورزشم پرسیدم چرا در پشت بام مدرسه قفل است ؟ گفت چون ممکن است کسی خودش را از آن بالا بیندازد پایین . از دو هفته پیش تا حالا درباره در پشت بام خیلی حرف می زنند . همه ناظم های همه پایه ها دایم می گویند که اگر کسی را جلوی راه پله پشت بام ببینند اخراج می کنند . اما بچه ها سعی می کنند بروند آن در را باز کنند . خود من سر کلاس ریاضی می خواستم بیایم بیرون و بروم در پشت بام را باز کنم اما وقتی آهسته از پاگرد پشت بام پیچیدم دیدم سه تا از بچه های پایه سوم دارند با قفل ور می روند . آن ها من را ندیدند . من فرار کردم . بچه ها با هم شرط می بندند که بروند در پشت بام را باز کنند . در پشت بام آهنی است . سوراخ کوچکی روی آن است که می شود پشت بام را از آن دید ، بچه ها از آنجا پشت بام را نگاه می کنند . من هم یک بار این کار را کرده ام . خیلی بزرگ بود . هیچ کس هنوز نتوانسته در پشت بام را باز کند . وقتی زنگ تفریح می خورد یکی از ناظم ها مامور پاگرد پشت بام می گذارد که کسی نرود آنجا . همه باید برویم توی حیاط و از آنجا پشت بام را نگاه کنیم . اما من فکر می کنم خود مامور می رود و به قفل دست می زند . فکر کنم پشت بام مدرسه ما خیلی از حیاطش بزرگتر باشد .
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 20:40  توسط سیاوش
|